السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
328
تفسير الميزان ( فارسي )
ترجمه آيات و ياد آوريد هنگامى را كه از بنى اسرائيل عهد گرفتيم كه جز خداى را نپرستيد و نيكى كنيد در باره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و به زبان خوش با مردم تكلم كنيد و نماز بپاى داريد و زكات مال خود بدهيد پس شما عهد را شكستيد و روى گردانيديد جز چند نفرى و شمائيد كه از حكم و عهد خدا برگشتيد ( 83 ) . و چون از شما اين پيمانتان بگرفتيم كه خون يكدگر مريزيد و يكدگر را از ديار بيرون مكنيد و آن گاه شما اقرار هم كرديد و شهادت داديد ( 84 ) . ولى همين شما خودتان يكديگر را مىكشيد و طائفه اى از خود را از ديارشان بيرون مىكنيد و عليه ايشان پشت به پشت هم ميدهيد و در باره آنان گناه و تجاوز مرتكب ميشويد و اگر به اسيرى نزد شما شوند فديه مىگيريد با اينكه فديه گرفتن بر شما حرام بود هم چنان كه بيرون كردن حرام بود پس چرا به بعضى از كتاب ايمان مىآوريد و به بعضى ديگر كفر مىورزيد و پاداش كسى كه چنين كند بجز خوارى در زندگى دنيا و اينكه روز قيامت به طرف بدترين عذاب برگردد چيست ؟ و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست ( 85 ) . اينان همانهايند كه زندگى دنيا را با بهاى آخرت خريدند و به همين جهت عذاب از ايشان تخفيف نمىپذيرد و نيز يارى نميشوند ( 86 ) . ما به موسى كتاب داديم و در پى او پيامبرانى فرستاديم و به عيسى بن مريم معجزاتى داديم و او را با روح القدس تاييد كرديم آيا اين درست است كه هر وقت رسولى بسوى شما آمد و كتابى آورد كه باب ميل شما نبود استكبار بورزيد طائفه اى از فرستادگان را تكذيب نموده و طائفه اى را بقتل برسانيد ( 87 ) . و گفتند : دلهاى ما در غلاف است بلكه خدا بخاطر كفرشان لعنتشان كرده و در نتيجه كمتر ايمان مىآورند ( 88 ) . بيان * ( ( وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) ) * الخ ، اين آيه شريفه با نظم بديعى كه دارد ، در آغاز با سياق غيبت آغاز شده ، و در آخر با سياق خطاب ختم مىشود ، در اول بنى اسرائيل را غايب به حساب آورده ، مىفرمايد : ( و چون از بنى اسرائيل ميثاق گرفتيم ) ، و در آخر حاضر به حساب آورده ، روى سخن بايشان كرده ، مىفرمايد : ( * ( ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ ) * ، پس از آن همگى اعراض كرديد ، مگر اندكى از شما ) الخ . از سوى ديگر ، در آغاز ميثاق را كه به معناى پيمان گرفتن است ، و جز با كلام صورت نمىگيرد ، ياد مىآورد ، و آن گاه خود آن ميثاق را كه چه بوده ؟ حكايت مىكند ، و اين حكايت را نخست با جمله خبرى * ( ( لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّه ) ) * الخ ، و در آخر با جمله انشائيه * ( ( وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ) ) * الخ ، حكايت مىكند . شايد وجه اين دگرگونىها ، اين باشد كه در آيات قبل ، اصل داستان بنى اسرائيل با سياق